مهمون عزیز...
بازم سلام خوشگل مامانا، ببخشید که این مطالب رو دیر برات مینویسم،آخه این روزا به خاطر تبلیغ جشنواره که شما توش شرکت کردی خیلی کار داشتم. تقریبا دو هفته پیش بود که بابایا زنگ زد و گفت که علی آقا اینا از مشهد اومدن.من خیلی خوشحال شدم چون واقعا خانواده خوبی هستن و اینکه یه پسملیه خوشگل دارن که شما میتونستی باهاش حسابی بازی کنی. بابای هستی که میشه پسر دایی بابایا همه ی مارو دعوت کرد خونشون و شما سه تایی تا تونستین با هم بازی کردین. &n...
نویسنده :
مامان جونت
16:21





